پیشواز!

امسال هم کم کم داره بی رمق میشه. داره میرسه به آخرش...

سال نهنگ! سالی که بدجوری با مسما در اومد...

دیگه خبری از سبزه ی در حال سبز شدن توی بشقاب چینی مرغی نیست. دیگه نمیتونی هر روز با کنجکاوی پارچه ی نمدار رو برداری و ببینی سبزه چجوری آروم آروم متولد میشه! الان دیگه هر بقالی سبزه میفروشه. ازاون گذشته دیگه دل و دماغشم نیست...

از خیلی چیزای دیگه خبری نیست. از خرید عید و شیرینی و گل و خانواده ی خوشبخت دور سفره ی هفت سین و عکس با دوربین ویزن...

خیلی وقته خانواده خوشبخت نیست، چند سالی میشه که با لباسای خونه میشینم دورتر از سفره، سال که تموم میشه یه غم لعنتیه بزرگ میشینه تو کل وجودم...

بعد...

روز از نو، روزی از نو!







پ.ن: امسال که طبیعتم زودتر سبز شد... دهن کجی به بشریت!

پ.ن.دو: با همه اینا سال نوی همه مبارک باشه، از اونایی که جوره جورن تا اونایی که سقفی بالاسرشون نیست...



اندر احوالات این چند روز

1-دیروز یعنی 9 اسفند، روز حمایت از حقوق مصرف کنندگان بود.سازمان استاندارد در اقدامی جالب توجه اعلام کرد که در این روز مراکز این سازمان در کشور آماده مراجعه حضوری و پاسخ به شهروندان عزیز می باشد!

2-از این هفته یک سری تبلیغ جدید توسط شهرداری توی ایستگاه های اتوبوس نصب شده که بر خورد مردم با اون از خود تبلیغ برام جالبتر بود.(سعی کردم عکس بگیرم ولی نشد)این تبلیغات برای ترویج فرهنگ درست مصرف کردن نصب شدن و قابلیت حرکت دارن.مثلاً یکی از اونا یه ماشین لباسشویی که قسمت وسط اون می چرخه(البته زیرش نوشته بچرخانید)تو اون چند دقیقه ای که من ایستاده بودم هر کسی که می یومد اون قسمت را می چرخوند و بعد از کلی ذوق کردن قصد داشت متوجه بشه که پشت اون چیه.خدا رحم کرد که از جا در نیومد! ولی مطمئناً به آخر هفته نمی رسه...

 

پ ن:کسی می دونه کار سازمان استاندارد در کل چیه که این کارش یه عمل غیر معمول محسوب میشه؟!(مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد...

پ ن:پیشنهاد می کنم این تبلیغات را از نزدیک ببینید.به نظر شروع خوبی برای رشد روند تبلیغات توی شهر محسوب می شه.ناچاریم برای تاثیرگذاری بیشتر به روش های جدید روی بیاریم.

در سایت who popular چه می گذرد؟

چند روزی است که از وجود چنین سایتی مطلع شدم و باعث شد که سری به اون بزنم.ظاهراً یه نظر سنجی در سطح جهانی برای اینکه مشخص کنه توی هر کشور معروفترین یا مشهورترین یا مورد پسند ترین فرد کیه که تا این لحظه توی ایران رای موسوی از همه بالاتر و رهبر انقلاب هم در رتبه ی بعدی قرار دارند.البته باید این را بدونیم که این سایت مرجع معتبری برای نظر سنجی نیست.ولی بد نیست سری به این سایت بزنید و معروف ترین افراد تو رشته های دیگه را هم ببینید.

برای ورود به سایت اینجا کلیک کنید

تدارک ضدانقلاب براي احياي موج سبز

فيلم اعترافات يک عضو گروهک تروريستي درباره «پروژه کشته سازي» در 16 آذر

يک عضو گروهک تروريستي «جنبش ايراني» در اعترافاتي تکان دهنده، جزئيات هولناکي از پروژه کشته سازي در روز دانشجو را فاش کرد.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو»، وبلاگ تحليلي خبري دانشجويان پلي تکنيک با انتشار فيلم اعترافات يک عضو دستگير شده گروهک تروريستي موسوم به انجمن پادشاهي ايران(جنبش ايراني)، جزئيات هولناکي از تدارک عناصر نفوذي ضدانقلاب و گروه هاي تروريستي براي کشتار مردم در روزهاي شانزدهم تا هجدهم آذرماه امسال منتشر کرد.

در اين گزارش آمده است: چند روزي است که خبر دستگيري عوامل يک گروهک تروريستي در کرج در صدر خيلي از اخبار قرار گرفت؛ در خبرها آمده بود که اين گروهک تروريستي قرار بوده که در روزهاي 16و17و18 آذر در پروژه کشته سازي فضاي کشور را ملتهب کنند. در خانه تيمي که از اين گروهک کشف شده مقدار زيادي آمپول هاي سمي، سلاح گرم و مواد منفجره کشف شده است.

اين گزارش مي افزايد: اينان همانهايي هستند که چند سال پيش در دانشگاهها براي ادامه حيات خود، به مقدسات مردم توهين کرده و نشريات موهن را منتشر کردند.

فيلم را از اينجا دانلود کنيد

اينجا انتخابات است...

اينجا انتخابات است
پايگاه مردم سالاري ديني
در وقاحتي بي‌كرانه
مردي را بر صليب مي‌كنند
به جرم اين كه 2 بار به روستاي ما آمده است
و با پيرمردان دست چروكيده روستايي دست داده است
و پيرزنان ايلياتي براي او كل زده‌اند
اينجا انتخابات است
پايگاه بر دار رفتن مردي
كه پرچمي سه رنگ را بر درفش زمين مانده شهدا علم كرده است
اما اسكندران خودي
بر كاكل تخت جمشيد انقلاب
آتش فتنه‌اي مي‌اندازند
تا شعله زلف دختركان نابالغ
از زير روسري‌هاي؟ انقلاب مخملين پريشان كنند...

بقیه در ««ادامه مطلب»»

ادامه نوشته

سال نو و داستانهای دیگر

به به سال نو مبارک! البته ببخشید دیره ما تازه دوزاریمون افتاده. خوب انصاف بدین وقتی نه صدای توپ بیاد نه یکی بیاد بگه آغاز سال ... آدم شوک زده می مونه منم تازه از شوک رهایی یافتم. راستی امیدوارم برنامه ی شوک مورد قبول باشه.خوب این از سال نو اما داستانهای باورنکردنی:

اولین داستان که امیدواریم حسابی روی مخ شما عزیزان رژه رفته باشه تیم ملی... نه اشتباه شد روز ملی فناوری هسته ای هست که در چنین روزی چنان پوزی از آمریکا به خاک مالیدیم که نگو. پس اشتباه نشه این فناوری(بخوانید تکنولوژی) فقط به منظور زدن پوز می باشد و ارزش دیگری ندارد(البته دارد ولی اشکال از خودمونه) خوب در این باره(انرژی هسته ای) یه مطلب رفتم و بیشتر هم مخم نمیکشه.

داستان بعدی مهمترین داستان این مقال می باشد که همانا سفر دکتر(و بلکم پروفسور)احمدی نژاد به اصفهانه. چه اتفاق میمونی(اتفاقو میگم میمونا یه وقت کج برداشت نکنین) من که اشک توی چشمام جمع شد.

البته با این استقبال گفتم یحتمل جبرئیل (علیه سلام) نزول فرمودن. اما از این که بگذریم واسه ی نقض گفته های دوست گرامی قدم دکتر خیلی هم نحس نبود تا جایی که نزدیک بود توی اصفهان خشک شده سیل بیاد.

اما حرفایی که زد یه کمی تکراری و بلکه خزوخیل شده بود فکر کنم اول ریاست جمهوری یه متن نوشته تا آخر همونا رو میخواد بگه هرچی باشه حرف مرد یکیه.

 و اما داستان مهم آخر اصلاح الگوی مصرفه:

اسم قشنگی داره نه؟ اما فقط اسمش قشنگه. تا زمانی که ملت توی روز روشن تو کوچه با شلنگ ماشین میشورن و اگه حرف بزنی... (کدخدا میدونه چی میخوام بگم) فقط یه اسم باحاله.

البته دولت محترم(اسم رییسش محترم نیستا!) داره قانون تصویب میکنه باقلوا. من خودم یه قانونش رو کف رفتم که اینجا لو میدم: از این به بعد با هر مأمور پخش قبض یه رزمی کار میذاریم تا هرکی زیاد مصرف کرده بود کباب شده به سزای عملش برسه.

خوب دیگه قصه ی ما به سر رسید. در آخر دوستانی گفتن من سیاسی ام استغفر الله چه حرفا. به جون خودم من چپ دستم حاضرم حضورا با دست چپ بنویسم تا باورتون بشه.

  

 

 

سیزده بدر

سیزده

سیزده روز گذشته است ز نوروز و در این روز فرحزا که بود سیزده عید

همه خلق اگر پیر نوانند و اگر تازه جوانند بر انند که در خانه نمانند

ازین روی دوانند و به هرسوی روانند که تا رخت کشانند به صحرا و یکی گوشه خرم

بگزینند و در انجا بشینند و گل عیش بچینند و رخ بخت ببینند.

باز در پهنه پهناور صحراست که هر چیز دلت خواست برای تو مهیاست

بسی کاسب خوش خوست که هر سو به تکاپوست.یکی روی سرش سبزی و

کاهوست یکی در طبقش تخمه کرموست...

دختری پیر و پلاسیده و پوسیده و ترشیده و کوتاه قد و ابله رخسار که از زشتی

بسیار بود لنگه کفتار کنون گشته پدیدار به صد عشوه واطوار و نشسته است

پریوار سر سبزه و بر سبزه گره میزند او تا که به وی رو کند اقبال و عروسی

کند امسال...

هر که پابند خرافات بود ترسد از این روز که مشهور به نحسی است ولی اگه از

ان نیست که نحسی ز پی چیست ز تقصیر گروهی است که از عاقبت اندیشی

و تدبیر به دورند و گرفتار غرورند و از ایشان همه جا سر زند ان خبط و خطایی

که شوذ مایه افسوس و ندامت...