عکسای گرم تو فصل سرد
توضیح لازم نیست فقط بقیه ی عکسا در ادامه ی مطلبه امیدوارم لذت ببرید

توضیح لازم نیست فقط بقیه ی عکسا در ادامه ی مطلبه امیدوارم لذت ببرید

محمود احمدی نژاد: اصلاً ما در کشورمون گلشیفته نداریم. شما می توانید بیایید به کشور ما و ببینید که اصلاً در کشور ما زن وجود ندارد. این تبلیغات صهیونیستها و لابی های آنها است.
اکبر هاشمی رفسنجانی: اگر دولت اصل 44
علی لاریجانی: گلشیفته اگرچه بالعرض گلیم سرخ را برای تماشی مطلوب قرار داده اما اما بالذات و بالصفات، اسودش را محبوب دارد.
محمد خاتمی: این که گلشیفته رفته است روی فرش قرمز، بخشی از گفتگوی تمدن ها است.
غلامعلی حداد عادل: فقر فرهنگی باعث برهنگی فرهنگی می شود البته اگر به دستورات اسلام توجه شود، می بینیم اسمی از گلشیفته نیامده.
محمد حسین صفار هرندی: حالا که دستمان به گلشیفته نمی رسد، فلذا بابایش حاج بهزاد را ممنوع التصویر می کنیم.
رضا ربع پهلوی: با نگرشی به کارنامۀ black و سهمناک کشتار در republic اسلامی از سال ۱۳۵۷تاکنون، حضور گلشیفته بر روی carpet قرمز هالیوود را که نشانی از پیروزی نافرمانی مدنی در ایران بوده و نقاب از face اهریمنی رژیم برگرفته و ماهیت ضد ایرانی و واپسگرای آنرا برملا ساخته است، تبریک می گویم. I hope از این پس، تمام زنان ایران زمین با حضور بر روی هر carpet قرمزی، دست به نافرمانی مدنی بزنند تا این رژیم دژخیم fall گردد.
مهدی کروبی: اگه من خواب نرفته بودم، هنوز گلشیفته در آغوش اسلام بود.
عبدالکریم سروش: فرش ایرانی در تقابل با مدرنیته به مانند گلشیفته تعریف نوینی از اسلام مترقی بر مبنای رنگ قرمز برخاسته از تقابل با جهان پسامدرن در بستر تعالیم مدرن ارائه کرده که همان سرمنزل مقصود است.
حسین الهی قمشه ای: بنابراین، همه قصه های دنیا یک قصه است، اون هم قصه فرش قرمز. این گلشیفته، اون گلشیفته که فکر می کنید نیست. این گلشیفته، یک شراب روحانی و عرفانی به انسان می دهد که آن گلشیفته نمی تواند بدهد. در ادبیات جهان، گلشیفته یعنی قرمز Golshifteh is a red on the world و بنابراین، این گلشیفته هنر وحدت به ما می فروشه، از وحدت به کثرت از کثرت به وحدت.
سایت منبع:رجانیوز
شب یَلدا یا شب چِلّه آخرین شب آذرماه، شب پیش ازنخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک میدارند و این شب را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
پیشینهٔ جشن
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی میکردند.آن گاه خوانی الوان میگستردند و «میزد» نثار میکردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژهای که آن را «میزد» مینامیدند، بر سفره جشن مینهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییدهشدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها )نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست میکشیدند که نمیخواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد.
ریشه ی واژه ی یلدا
واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجههای متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبانهای رایج در منطقه خاورمیانه بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده، وارد زبان پارسی شده است).
این البته بخشی بود از یه مقاله توی ویکی پدیا می تونین بقیه ی مطلب رو اینجا بخونین
wikipedia.com