میگه مطلب بنویس در مورد نوروز، میگم باباجان چی بنویسم، میگه پارسال من نوشتم امسال تو بنویس.

اینم مرض جدیده مخمون سوراخ شده مطالب نشت میکنه بخار میشه.

در مورد نوروز کلی مطلب قشنگ هست که سه سوت میشه کپی کرد ولی خوب حیای نویسنده کجا رفته. بگذریم

و اما نوروز:

قدیما رسم بوده نزدیک به روز اول بهار گیاها و درختا و شکوفه ها و غیره بیدار بشن و بشکفن و روح ملت رو تازه کنن، اما چند سالیه همین گیاها هم یاغی شدن اوایل اسفند میان بیرون خودشون رو نشون میدن، سرما هم اغلب کمین میکنه یهو کاسه کوزه ی این بنده خداها رو به هم میریزه

نتیجه ی اخلاقی اینکه : تا تقی به توقی میخوره... جان؟ آها هیچی!

قدیما بازم رسم بوده آدما با سال نو خودشون و اخلاقشون و کل زندگیشون نو بشه، من به شخصه نه کفش نو خریدم نه لباس، تازه حس میکنم کانهو اسب عصاری دارم الکی دور خودم میچرخم.

تازه چشممون روشن امسال هم که سال همت مضاعفه همینجا دعا میکنم ما ملت سخت کوش؟ خیلی خودمون رو خسته نکنیم

راستی خوشحال میشم از عایدات سال اصلاح الگوی مصرف باخبر بشم، هرکی خبر داره بگه الگو چه شکلی شد پدرجان.

خوب دیگه امیدوارم سال توپی باشه و کلاً مبارک باشه